تبليغاتX
*~(دختری از جنس عشق)~*
سلام بچه ها.هر کسی میتونه این غزل وبرام معنی کنه ممنون

روز هجران وشب فرقت یارآخر شد

 

زدم این فال وگذشت اختر وکار آخر شد

 

آن همه نازوتنعم که خزان میفرمود

 

عاقبت درقدم باد بهار آخر شد

 

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل

 

نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

 

صبح امید که بدمعتکف پرده ی غیب

 

گو برون آی که کار شب تار آخرشد

 

آن پریشانی شبهای دراز وغم دل

 

همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد

 

باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز

 

قصه ی غصه که در دولت یار آخر شد

 

ساقیا لطف نمودی قدحت پر مِی باد

 

که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

 

در شمار اَرچه نیاورد کسی حافظ را

 

شکر کان محنت بیحد و شما آخر شد

دستت را به من بده تا از آتش بگذريم

آنان که سوختند همه تنها بودند

اگر چه دست هاي من زبر و کدر است ولي مي توانم همراهت باشم

در سکوت ثانيه هاي تنهايي...

 و براي هميشه ميگويم دوستت دارم

چون تکرار اين کلمه برايم لذت بخش است

+ نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 7:10 قبل از ظهر توسط لیلا |